چكیده :

یكی ازمباحثی كه ازگذشته تاكنون به اشكال مختلف مورد توجه فلاسفه، شهرسازان ودانشمندان علوم مختلف بوده آرمان­شهر است كه تلاش آدمی برای زیستن در جهانی بهتر است كه از حس جاودانگی، عدالت­خواهی وآزادی طلبی او سرچشمه گرفته است و همواره مبدع افكار جدید واختراعات بوده است.

مقدمه:

شهرها از همان آغاز تولدشان مفهوم خود را در فلسفه وحكمت جستجو می­كنند، از نخستین اندیشمندانی كه اور، موهنجودارو، شوش، تئوچه تیتیلان و … را بر پا داشتند تا آخرین كسانی كه مفهوم شهر را در«ناشهرسازی» و«شالوده شكنی» جستجو می­كنند همه در پی تعمیق فلسفی این مفهوم هستند و بر آنند تا از حكمت به عمل دست یابند واین آخرین را شكل كالبدی وفضایی ببخشند، از این رو در پس همه تجلیات كالبدی فضایی و در بن هر آنچه كه ناكجاآباد وآرمان­شهر خوانده می­شود اندیشه­هایی متاثر از نحوه نگرش فلسفی به جهان وحكمت نهفته است.

 از آنجا كه مدینه فاضله در فلسفه وادب اسلامی و اتوپیا در ادبیات و فلسفه یونان از قدیم ذكر شده و بیشتر از اینكه هیپوداموس به این موضوع بپردازد افلاطون به آن پرداخته، ممكن است كه بحث به فلسفه نزدیكتر باشد تا شهرسازی ولی به هر حال بحثی بسیار جدی است، آرمان­شهر داستان وحكایت نیست، نشانه­ای درباره آرزوهای نامتناهی انسان است كه از حس جاودانگی، عدالت­خواهی، آزادی­خواهی و سرچشمه می­گیرد و از زندگی در جهانی كه در آن دردها شكنجه­ها وسرگشتگی­های این دنیا وجود ندارد صحبت می­كند و حتی اوسكار وایلد می­گوید: نقشه جهان­نمایی كه مدینه فاضله را نشان ندهد حتی ارزش نگاه كردن ندارد كه به آن نگاه كنند زیرا این نقشه مملكتی را كه انسانیت در آن فرود آمده كنار گذاشته است؟ آیا این جمله درست است؟ آیا نقشه كنونی جهان ارزش نگاه كردن دارد؟ وآیا می­شود روزی به نقشه­ای نگاه كرد كه بتوان آرمان­شهر را در آن یافت؟ یا آنكه مدینه فاضله شعری است از اتر كه ما نفوس حساس خود را به وسیله آن برای تحمل درد اعمال جراحی تخدیر می­كنیم؟

برای روشن شدن این موضوع ابتدا چند آرمان شهر را مورد بررسی قرار می­دهیم تا با سازوكار و ویژگی­های این نوع از اجتماعات آشنا شویم.

 اندیشه­های آرمان­خواهانه از پیشینه­ای طولانی برخوردار است كه اولین بار به طور منسجم خود را در افكار افلاطون به نمایش گذاشت اما پیش از آن نیز نظریاتی در این مورد وجود داشت و بعد از آن نیز این نوع تفكر را می توان در اندیشه های ابن خلدون، ابن سینا و فارابی در شرق و داوینچی و توماس مور در غرب مشاهده كرد. در قرون جدید هم افرادی چون آئن، فوریه وهاوارد سعی كردند تا افكار آرمانی خود را به اجرا در آورند وجامعه­ای مبتنی بر این عقاید ایجاد كنند.

جوامع مبتنی بر اندیشه­های این متفكرین دارای آرمان است وهمواره در حال ستیز با وضع موجود می­باشد واز مرز زمان و مكان می­گذرد و هدف آن ایجاد ناكجاآبادی است كه در واقعیت وجود ندارد و در اغلب موارد اندیشه­های آنان در عمل راه به دگماتیسم می­برد.  

در یك تقسیم­بندی كلی می­توان اتوپیاها را به سه دسته تقسیم­بندی كرد:

1)    اتوپیست­های نظریه­پرداز:

افلاطون: افلاطون در كتاب خود به نام جمهوری، آرمانشهری را ترسیم كرده است كه اولین فرمان آن فرمانبرداری از مصادیق قدرت است كه از نظر او فیلسوفان می­باشند. در مدینه فاضله افلاطون جایگاه اجتماعی و طبقاتی هر فرد از بدو تولد تا مرگ مشخص است و امكان تغییر وجود ندارد و تحت هیچ شرایطی فرد فرودست مجاز به پیوستن به طبقات فرادست نیست و تعصبات و تبعیضات نژادی در آن موج می زند. نمونه­ای ازتفكرات افلاطون كه در این كتاب آمده است «لازم است كه افراد نخبه جنس نر و ماده حتی­المقدور بیشتر و افراد پست كمتر معاشرت كنند» كه دلیل این امر را پرورش نژاد خالص ذكر می­كند ویا در جای دیگر نقل می­كند «لازم است به جوانانی كه در جنگ یا دیگر پیشه­ها لیاقت مخصوص از خود نشان می­دهند افتخارات و پاداش­هایی اعطا شود و به خصوص باید این فرصت را به آنها داد تا با زنان مراوده ومعاشرت بیشتری داشته باشند این خود بهانه خوبی است كه حتی الامكان فرزندان بیشتری از افراد نخبه بوجود آید این فرزندان باید به ماموران خاصی سپرده شوند و … همچنین اطفال پست و اطفال دیگر را كه ناقص به دنیا می­آیند باید به نحوی سر به نیست كرد كه هیچ كس نفهمد چه بر سرشان آمده است.»

همانطور كه مشاهده می­گردد نظریات افلاطون را می­توان با نازیسم در قرون معاصر مقایسه كرد. آنچه كه در آن زمان آرمان شهر محسوب می­شده امروزه سخت نكوهیده است.

آرمان شهر توماس مور:

كتاب آرمان شهر مور از دوبخش تشكیل شده است كه بخش نخست آن بسته و انعطاف­ناپذیر كه در آن حمله سختی به شرارت­ها وانتقادی به جامعه آن روز انگلستان است وبخش دوم توصیف جامعه كمونیستی در جزیره آتوپیا.

مور نیز جامعه بسته­ای را توصیف می­كند واندك آزادی را به مردم داده است.

فارابی: فارابی هدف غایی شهر آرمانی خود را رسیدن به سعادت می­داند  وبه منظور تبیین رابطه با شهروندان در مدینه فاضله آن را از سه جهت مورد بررسی قرار داده است:

1)     شهر به مثابه مصنوع هنری

2)     شهر به مثابه فضای كالبدی

3)     شهر به مثابه نهادهای اقتصادی و اجنماعی بر پایه سرزمین

دو نكته مترقی كه فارابی در كتاب خود به آن اشاره كرده است عبارتند از:

1)     شهر نهادی پویا است و چه از درون و چه از برون موضوع دگرگونی است.

2)     شهروندان باید در تعیین سرنوشت خویش مشاركت كنند.

2)اتوپیست­های عملگرا:

به دنبال ایجاد شهرهای صنعتی در قرن 19 تعدادی از اندیشمندان اروپایی با مشاهده اوضاع رقت­بار زندگی مردم در شهرهای صنعتی شده به فكر ایجاد جوامع آرمانی افتادند كه در آن همه مسائل و مشكلات حل شده باشد. این خیال­پردازان همچون آتوپیست­های قبلی ضمن نقد و نفی جوامع موجود، آرمان­شهرهای مورد نظر خود را به رشته تحریر درآوردند. تفاوت این اندیشمندان با اندیشمندان پیشین تلاش خستگی­ناپذیرشان در جهت برپایی آرمان­شهرهای خیالی است.

رابرت آئن:

رابرت آئن (1771- 1858) ابتدا یك شاگرد مغازه در لندن بود. در سال 1798 یك كارگاه كوچك پارچه­بافی در لندن احداث كرد. در سال 1793 عضو انجمن ادبی وفلسفی منچستر شد و با عقاید رادیكالی زمان خود آشنا شد. آئن به عنوان یك صنعتگر كارفرما بیشتر از آنكه به فكر ماشین­ها باشد به فكر كارگران بود و به ذكر نقایص شرایط كار همچون عدم بهداشت، طولانی بودن ساعات كار و كم بودن دستمزدها می­پرداخت او افكار خود رادر نخریسی­های نیولارك آزمایش نمود و برای تعلیم و تربیت كارگران و فرزندان آنها اهمیت قائل شد. همچنین آئن به منظور تعمیم افكار خود قانون فقرا را به عنوان علاج جهانی مسئله تنگدستی در آن روزگار مطرح كرد و هدف او پیدا كردن شغل مناسب برای كلیه زحمتكشان در درون سیستمی كه با پیشرفتهای مكانیكی بی­حدومرزی همراه است بود.

آئن پس از آنكه از همكاری شخصیت­های سیاسی زمان خود ناامید شد خود دست به كار گردید و به همراه یك گروه 800 نفری به آمریكا مهاجرت كرد و در آنجا دهكده هماهنگی نوین را ایجاد كرد . در دهكده آئن تجربیات مهمی بخصوص در قسمت سازماندهی مدارس انجام شد ولی مشكلات اقتصادی و اختلافات درونی اهالی موجب از هم پاشیدن آن در سال 1828 شد و آئن در اوج فقر به انگلستان بازگشت. در غیاب او عده ای از طرفداران او جنبش تعاونی را فعال كردند او همچنین گروههای صنفی را تشكیل داد  كه این گروهها نیز در سال 1834 در مواجهه با دولت منحل گردیدند. اقدامات او در سال 1870 منجر به تشكیل اتحادیه تعاونی در انگلستان شد، همچنین با توجه به اهمیتی كه آئن برای آموزش قائل بود اولین كودكستان انگلستان را نیز ایجاد كرد.

فوریه: فرانسوا شارل ماری فوریه (1837 1772) خالق یك اتوپیای تفصیلی بسیار دقیق می­باشد كه بر روی یك سیستم فلسفی و سیاسی پیچیده بناشده است. او در سال 1808 الگوی خود را ارائه كرد مطابق الگوئی او جامعه­ای كه بر مبنای رقابت فردی یا طبقاتی باشد، غیر اخلاقی و غیر منطقی به حساب آمده و در مقابل وحدت مساعی همگان در جهت رسیدن به یك حكومت هماهنگی جهانی پیشنهاد می­شود اقدامات فوریه و طرفدارانش در فرانسه و روسیه با شكست مواجه شد، ولی گروهی از پیروان او در آمریكا در سالهای 50- 1840 موفقیت قابل توجهی كسب كردند اما در شب دوم مارس 1846 به محض اتمام ساختمان یك آتش سوزی آن را كاملا ویران ساخت وگروهشان از هم پاشید.

ویلیام موریس در تازه­های ناكجا آباد می­نویسد: «مجموعه­های كار زندگی فوریه و نمونه­های دیگر از این نوع تنها مفری در مقابل فقر عظیم است.»

انگلس در آنتی دورینگ نوشت: «فوریه بیرحمانه  فقر مادی و اخلاق بورژوازی را افشا كرد.»

كابه: اتین كابه دولتمرد فرانسوی تحت تاثیر افكار خیال­پردازانه اندیشمندان قبل از خود به هنگام تبعید در انگلستان كتاب تخیلی خود به نام سفر به ایكاری را نوشت. این كتاب با الهام از اتوپیای توماس مور نوشته شده بود، ولی تمام فعالیتهای آنان  به دلایل گوناگون با بن­بست مواجه شد و ایجاد متروپل­های جهانی كه او در نظر داشت به تشكیل روستاهایی كه هر روز كوچكتر می­شدند منجر گشت.

متفكرینی چون آئن، فوریه وكابه انسانهایی استثنائی هستند كه عقاید ونظریاتشان در مورد نحوه زندگی اجتماعی انسانها منطبق بر واقعیتهای اقتصادی واجتماعی رایج نیست و مدلهای شهری ارائه شده توسط آنان به دلیل فزونی جنبه­های خاص بر خصوصیات عام و مورد پذیرش همگان با شكست روبرو شده است.

3)     اتوپیاهای منفی:

در این نوع از اتوپیاها تصاویری تخیلی از دنیای بدتر است كه به عنوان مانعی برای جلوگیری از بدتر شدن دنیای موجود عمل می­كند ودر نقطه مقابل دنیای بهتر قرار دارد. قصد نویسنده اتوپیا به هنگام نوشتن اتوپیای منفی جهت­گیری به سوی دنیای بهتر است. یورگن رول از آن به عنوان تراژدی خوشبینانه یاد می­كند. بنابر این تمایز بین مثبت و منفی در شكل است نه در هدف و نیت واقعی. كه در این زمینه می­توان به 1984 جورج اورول اشاره كرد كه بدبینی خاصی نسبت به حكومتها دارد.

ویژگی­های اتوپیاها:

1)      اتوپیاها ایده­آلهای جدیدی هستند كه شیوه­های تفكر نوینی را عرضه می­كنند، بیشتر ابتكارات اجتماعی وقتی كه در متون اتوپیایی ذكر شده­اند بعدها به گونه­ای مثبت یا منفی به تحقق پیوست. مانند جنبش تعاونی كه از كارهای آئن سرچشمه گرفت.

2)     گرچه ایده­آل اتوپیاها در زمان آینده تصویر شده است ولی ریشه در زمان مشخصی دارند یعنی تصویری از جامعه مكان خویشند ومحدود به زمان هستند و نمی­توان یك آرمان­شهر را برای تمامی دوران در نظر گرفت.

3)     اتوپیاها دربرگیرنده تفسیرها وتعبیرهای تجربی و عقلانی اوضاع اجتماعی موجود نیست. آنها واقعیتهایی جایگزین و ایده­آلهایی انتزاعی هستند كه به گونه­ای قالبی و سخت تبیین شده­اند تصور آتوپیایی كه تحول تدریجی در وضعیت اجتماعی را تضمین كند غیر ممكن است از این جهت می توان اتوپیاها را به عنوان سرآغاز به حساب آورد.

4)     اتوپیاها به منظور تحقق پیوستن ایده­های مطروحه نوشته نشده­اند برای مثال نظم نوین آئن برای مدت كوتاهی در پنسیلوانیا تحقق یافت و به همین ترتیب فالانستریو نوشته فوریه در تكزاس محك زده شد و ژسویتها نیز سعی كردند كه دولت خورشید را در پاراگوئه به وجود آورند، اما اگرچه تمامی تجارب با شكست مواجه شد اما مانع تلاشهای بعدی جهت به تحقق رساندن اتوپیاها نشد.

5)     اكثریت نویسندگان آتوپیااندیش افرادی منزوی و ناسازگارند. سرنوشت توماس مور به چوبه­ی دار ختم شد. كامپانلا 27 سال را در زندان سپری كرد، فوریه به انجام حركات غیر عادی و مالیخولیایی مبتلا شد، آئن تمام دارایش را از دست داد، هاكسلی و جرج اورول هم زندگی غیر عادی داشتند.

6)     اغلب آتوپیاها  مخصوصاً آتوپیاهای نظریه­پرداز وعملگرا، بر گرفته از تفكرات سوسیالیستی بوده است.

نتیجه:

اتوپیاها ایده­آلهایی جدید و شیوه­های تفكر نوینی را عرضه می­كنند. بیشتر ابتكارات اجتماعی و صنعتی كه در متون آتوپیایی ذكر شده­اند بعدها به گونه­ای منفی یا مثبت به تحقق پیوست. بنابراین اتوپیاها طرحهای شناسایی و تشخیص قبل از وقوع و یا سیستم­های هشداردهنده­اند. آنها واقعیت­ها را پیش­بینی می­كنند وگرایش­های اجتماعی آینده را آشكار می­سازند. توماس مور بازار آزاد را آزادتر و كامپلا عصر صنعت گرایی را پیش­بینی می­كنند. فرانسیس بیكن  و اندریا در زمان خرافات و كیمیاگری قرون وسطی و دگماتیسم كه بر زندگی فكری انسان سیطره یافته بود، طرح جامعه علمی در آینده را ترسیم می كند.كامپانلا فن پرواز را مطرح كرده بود، همچنین تلسكوپ ، سمعك و همچنین یك كشتی كه در حال حاضر اختراع شده­اند. بلامی ایده­ی شركت خدمات پستی و فرستنده موسیقی را مطرح كرد و هزارن نمونه از این موارد.

از همه این مطالب كه بگذریم آیا نباید آرمان­شهر را در وجود خودمان، در جامعه­مان ودر روابط جمعی و زندگی مشتركمان جستجو كنیم؟ آیا نمی­توان كوشید تا شهری داشت با تمام خصوصیات جامعه­ای كه طالب آنیم و در آرزوها و خیال در جستجویش هستیم؟

اگرچه دستیابی به مدینه فاضله در این جهان ناممكن می­نماید اما به هر حال تلاش برای رسیدن به آن ما را به زندگی بهتر رهنمون خواهد كرد.

منابع وماخذ:

ویل دورانت، لذات فلسفه، مترجم عباس زریاب خویی، شركت انتشارات علمی وفرهنگی، 1374.

انتخاب استراتژیك در برنامه ریزی شهری، دكتر علی اصغر ملكی افضلی، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد صنعتی امیر كبیر، 1382.

تحلیلی از ویژگی­های برنامه­ریزی شهری در ایران، ناصر مشهدی زاده دهاقانی، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، چاپ ششم، 1385.

شهرسازی تخیلات و واقعیات، فرانسوا شوای، ترجمه دكتر سید محسن حبیبی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم 1384.