مقدمه :

مطالعات انجام شده  در خصوص نقش مدیریت شهری و ارتباط آن با کیفیت زندگی شهری نشان می دهد که تخریب شهرها بیش از آنکه نتیجه رشد جمعیتی باشد ، پیامد سیاستهای ضعیف مدیریت شهری است . شهرداریها و حکومتهای محلی که قادر نیستند خدمات موردنیاز ساکنین شهری را فراهم سازند خود منشا مشکلات هستند( زبردست،1383،200) ولی مطلبی که باید در اینجا مطرح شود آن است که از کدام مدیریت شهری سخن می گوییم ، مدیریت شهری که توسط 26 سازمان ادره می شود نه صرفا ارگانی به نام شهرداری که فقط به عنوان بخش اجرایی عمل می کند  و کارهای بر زمین مانده که کسی متولی آن نمی گردد را انجام می دهد. از طرف دیگر با مراجعه به ادبیات جهانی می بینیم که در همه کشورها چنین مسائلی ملی تلقی شده ودر یک ارتباط منطقی بین حکومت ملی و محلی به از بین بردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت پرداخته می شود.

شاید انتظار زیادی باشد که مدیریت شهری به عنوان یک نهادی که  خود پر از مسائل مختلف است بتواند جایگاه تهران را در سطح ملی ومنطقه ای بهبود ببخشد ولی می توان با سناریوهای مختلفی که شرح داده خواهد شد میزان نقش مدیریت شهری را در این موضوع بررسی کرد. .

پیچیدگی کلانشهرها:

ادگار مورن در کتاب سرمشق گمشده می نویسد:دوران نظریه بسته ، جزئی و ساده اندیشانه به سر آمده ، عصر نظریه گشوده ،چند وجهی و پیچیده آغاز شده است" و ... شهر بزرگ اولین سازمان اجتماعی است که تا حدودی شبیه مغز هوشمند است و محیطی چند مرکزی با اتصال پیچیده سازمانی و ارتباط متقابل تصادفی (مشهودی ، 1380 صفحه 48)

از این مطالب چنین بر می آید که برای تحلیل برنامه ریزی و حتی تفکر بر روی تهران با چه کار پیچیده و عظیمی مواجه هستیم با مسئله ای به پیچیدگی ذهن انسان .

شهر نشینی وکلانشهرها در هزاره سوم :

قرن جدید و هزاره جدید دو ویژگی مهم دارد :

الف) اولین قرن شهری است

ب) دنیای شهر شبکه ای

قرن بیست ویک ، اولین قرن شهری است به عبارت دیگر دو یا سه سال بعد از هزاره ی دوم ، برای نخستین بار در تاریخ بشر ، اکثریت  جمعیت شش میلیاردی جهان در شهرها زندگی خواهند کرد(هال ، پیتر و فایفر ،اولریخ 1388 ، صفحه 11،به نقل از UNCHS ،1996 ) . در خلال قرن اخیر و به ویژه نیمه ی دوم آن ، شهرهای جهان رو به توسعه با نرخ رشد سرسام آوری مواجه شده اند . جمعیت سائوپائولو که در سال 1900 فقط 205000 نفر بود به 16.5 میلیون نفر رسیده است و لاگوس که در سال 1931 فقط 126000 نفر جمعیت داشتدر سال 1995 جمعیت 10 میلیون نفری را در خود جای داده است ( هال و فایفر ، 1388صفحه 13) به همین صورت جمعیت تهران نیز از 210 هزار نفر در سال 1301 به 8 میلیون نفر در سال 1385 رسیده است . و طبق پیش بینی UNCHS در سال 2015 جمعیت آن به 10211000 نفر خواهد رسید( هال و فایفر ، 1388صفحه 14)

 از طرفی نه تنها ، این قرن نخستین قرن شهری به شمار می آید بلکه در واقع نخستین است  که در آن ، شهرنشین های دنیا بخشی از جهان شبکه ای منفرد را تشکیل می دهند ( هال و فایفر ، 1388صفحه 15) در این شبکه سلسله مراتبی از شهرها قرار دارند که بر طبق طبقه بندی هال شهرها در نقاط هسته ای، زیر سطح جهانی ، شهرهای منطقه ای و شهرهای ناحیه ای قرار دارند و همواره در ستیز هستند که خود را به سطح بالاتری برسانند و جایگزین شهرهای بالا دست خود در شبکه شهری جهانی شوند هرچند که در طبقه بندی جمعیتی یکی از سی مرکز جمعیتی مهم است و همچنین که از نظر مکانی و جغرافیایی یکی از بهترین موقعیتها را داراست ولی جایگاهی در سلسله مراتب شهرهای مهم  و موثر جهانی  ندارد. آلن برتو  با بررسی ساختار فضایی کلانشهر تهران با توجه به محدودیتها و فرصتهای توسعه آتی آن ، بهران را دارای پتانسیل فوق العاده برای توسعه اقتصادی قلمداد می کند که بزرگترین تجمع شهری در بین استامبول تا بمبئی قرار گرفته است.( زبردست،1383،46). همانطور که مشاهده می شود کلانشهرها مشکل ایران نیستند و در تمام دنیا مسئله ای است که دولتهای مختلف با آن سر وکار دارند.

دید به موضوع :

ما تا کنون در بیش از 40 سال برنامه ریزی شهری با مشکلات گوناگون از قبیل حاشیه نشینی ، تمرکز  در کلانشهرها و ... روبرو شده ایم و همواره ابتدا به مسئله بی توجهی کرده ایم تا خود مسئله خودش را حل کند و بعد با رویکردی تهاجمی با مسئله برخورد کرده ایم و وجود یک دیدگاه واقع گرا که پدیده ها ومشکلات را به نحوی دقیق و علمی مورد بررسی قرار دهد و بعضی از آنها را به عنوان یک واقعیت بپذیرد وجود نداشته است مثلا در دیدگاه حاشیه نشینی با برخوردهای حذفی شروع کردیم ودر نهایت مجبور شدیم که آن را به عنوان یک واقعیت بپذیریم و اینک این موضوع در مورد نحوه نگریستن به کلانشهر ها دیده می شود

که می توان دو مشکل زیر را به عنوان نمونه در دید به کلانشهر ها بیان کرد :

1-    کلان شهر ستیزی : این خطا از آنجا ناشی می شود که موجودیت یا عدم موجودیت کلانشهرها امری اختیاری پنداشته می شود در حالیکه موجودیت کلانشهرها پدیده ای جبری است که پس از انقلاب صنعتی آغاز شده است.

2-    تخریب روستاها : غالبا پنداشته می شود که رشد و جاذبه کلانشهرها مایه رها کردن کشاورزی و تخریب روستاها و در نتیجه مهاجرت است در صورتیکه کاهش اشتغال در بخش کشاورزی امری ناگزیر در توسعه محسوب می شود.( توفیق و دیگران صفحه 4و 5)

 بنابراین در وهله اول باید دانست که کلانشهر ها صرف نظر از جبری یا اختیاری بودن شکل گیری آنها امروز به عنوان یک واقعیت در شهرنشینی و شهرسازی کشور مطرح می باشند که دیگر برخورد حذفی با این خیل عظیم جمعیت امکان پذیر نیست و باید هرچه سریعتر به عنوان یک واقیعیت پذیرفته شوند . ثانیا کلانشهرها هم فرصت و هم تهدید هستند و باید تا فرصت ها از دست نرفته و تهدید ها تشدید نشده به چاره جویی پرداخت اولین قدم تغییر نگاه است .

آیا اندازه شهر  مسئله است ؟

آلن برتو رشد شهرهای بزرگ را علی رغم اینکه در سی سال گذشته تلاشهای زیادی برای کنتل و تثبیت اندازه این شهرها توسط کشورها و عمدتا کشورهای در حال توسعه صورت پذیرفته است، دلیلی بر پتانسیل رشد و توسعه اقتصادی این گونه شهرها می داند . او معتقد است که بهره وری در شهرهای بزرگ بیشتر از شهرهای کوچک است  و شهرهای بزرگ بازارهای کار موثرتری را ارائه می دهند.

برتو با بررسی ساختار فضایی کلان شهر تهران با توجه به محدودیت ها و فرصتهای آتی ، تهران را دارای پتانسیل های فوق الهاده ای برای توسعه اقتصادی قلمداد می کند که بزرگ ترین تجمع شهری در بین استامبول و بمبئی قرار گرفته است ( زبردست ،1383،46)

باید توجه داشت که شهرهای بزرگ ، خصوصا ابرشهرها موتور رشد وتوسعه اقتصادی هستند  اما نقش  و سهم آنها در توسعه اقتصادیفقط یک پتانسیل است که می تواند به واقعیت تبدیل شود ، اگر خوب مدیریت شوند( زبردست ،1383،44)، بنابراین شاید بتوان گفت : مدیریت هزینه ها وفوائد شهری تنها تابعی از اندازه شهر نیستند بلکه تابعی از مدیریت شهری نیز هستند( زبردست ،1383،45) با وجود این می توان گفت که خوبی شهرهای بزرگ از بدیهای آنها بیشتر است حتی در شهرهای کشورهای در حال توسعه نیز بر اساس دیدگاه آلن اسکات در تمامی موارد منافع بلند مدت ناشی از رشد شهری بیشتر از هزینه های آن هستند(کیم یونگ هونو جان رنه شورت:20،1388).

آیا پایتخت بودن مسئله است؟

ممکن است که مسبب اصلی وضعیت کنونی تهران انتخاب این شهر به عنوان پایتخب باشد ولی اگر شهر دیگری به عنوان پایتخت انتخاب شده بود مطمئنا مشکلات دو چندان بود چرا که موقعیت تهران از نظر توسعه و عوامل جغرافیایی و دسترسی منحصر است ولی امروزه نمی توان با تغییر آن مشکلات تهران را حل کرد

 چرا که در بهترین حالت پایتخت جدید 2 میلیون از جمعیت تهران را جذب خواهد کرد ولی تا سال 1400 با تهران 15 میلیونی مواجه خواهیم بود. (غمامی )

تهران به عنوان پایتخت:

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پایتخت ایران از دید کارشناسان محیط زیست خبطی بزرگ و خطایی نابخشودنی به شمار می آید ، اما آن روز که آقا محمد خان قاجاراین دهکده کوچک را پایگاهی برای استقرار حکومت قاجار قرارداد ، تصمیمی درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، مهمترین عامل در انتخاب پایتخت موقعیت نظامی جغرافیایی آن بود ؛ و تهران می توانست همان جایی باشد که آقا محمد خان می خواست یعنی مرکز ثقل سلطنت جدید و ستاد نظامی خان قاجار .(سایت شهرداری تهران)

 انتقال پایتخت در ایران :

اولین زمزمه های تغییر پایتخت در ایران در سال 1364 به گوش رسد که 200 سال از پایتختی تهران می گذشت ولی این موضوع بعد از جنگ به صورت دقیق تر مورد بررسی قرار گرفت ولی به نتیجه ای نرسید و طرح ساماندهی تهران مناسب تر تشخیص داده شد.

 اهدافی كه موافقان انتقال پایتخت مطرح می‌كنند، تمركززدایی و حل مسایل تهران (مسایل ناشی از اندازه جمعیت و فعالیت از قبیل آلودگی هوا، ترافیك سنگین و غیره) از یك سو،  و حفاظت از اركان حكومت و امنیت ملی در برابر آسیبهای وسیع ناشی از زلزله و سایر خطرات احتمالی از سوی دیگر، می باشد (غمامی،  1378).

چون در بیشتر دوره های تاریخ ایران ، شهری که به عنوان پایتخت انتخاب می گردید به بزرگترین شهر کشور تبدیل می شد این تفکر که با جابجایی نهادهای سیاسی و حکومتی می توان مشکل تهران را حل کرد در میان مسئولان ایجادا شده است در صورتی که تغییر پایتخت ها در قدیم هم به معنای تغییر نهاد های سیاسی نبوده است ، بلکه شهر پایتخت از نظر اقتصادی هم تغییرات بسیاری می کرده است ولی این موضوع یعنی تغییر پایتخت به معنای انتقال نهادهای سیاسی مشکلی از مشکلات تهران را نخواهد کاست و تغییرات اساسی و اقتصادی هم زمان بر و پرهزینه است که  می توان زمان وسرمایه را در راهی بهتر به مصرف رسانید.

در تغییر پایتخت باید به مسائل زیر نیز دقت نمود که :

1-    تغییر پایتخت در وضعیت پایتختهای سابق تاثیری ندارد این موضوع با بررسی وضعیت کلانشهرهای کراچی ، استانبول ، ریودوژانیرو بعد از ایجاد اسلام آباد ، آنکارا و برزیلیا به عنوان پایتخت به اثبات رسیده است.

2-    جابجایی پایتختها توجیه اقتصادی ندارد : ریچاردسون به دنبال تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که ارتباطی بین پراکندگی جمعیت  و رشد اقتصادی دیده نمی شود ، به همان ترتیب ، کوچکی وبزرگی کلانشهر نیز نمی تواند دلیل کارایی بهتر اقتصادی آن باشد . بنابراین استناد به توجیه اقتصادی جهت جابجایی پایتخت چندان استوار نمی باشد.( ماجدی ، صفحه 85)

3-     باید دانست که انتقال پایتخت در عصر پیش صنعتی می توانست امری ثمربخش باشد زیرا در آن دوره شهرها عمدتا محل جذب مازاد روستایی بوده اند اما در عصر نوین ، شهرها محل اصلی اشتغال و تولید ثروت هستند و قانون اقتصادی صرفه های انبوهی باعث حفظ وازدیاد جمعیت در آنها می شود.( توفیق، صفحه 5)