مسئله تهران:

مساله تهران را نمی توان از یک بعد و یا در یک سطح خاص مورد بررسی قرار داد ، سطوح مختلف برنامه ریزی برای تهران را می توان به صورت زیر بیان کرد:

1-    تهران به عنوان یک کلانشهر در نظام شبکه شهری جهان

2-    تهران به عنوان یک کلانشهر در منطقه

3-    تهران به عنوان یک کلانشهر ملی

4-    تهران در منطقه ومجموعه شهری تهران ( توفیق و دیگران ، صفحه 1)

5-     شهر تهران

این سطوح چنان به هم وابسته اند وبرنامه ریزی در این سطوح چنان به یکدیگر تاثیر می گذارد که برای حل مشکلات شهر تهران ( پایین ترین سطح ) باید مسائل جهانی ( بالاترین سطح ) را در نظر داشت و برای

موفقیت در فرایند جهانی شدن باید این موضوع را در مردم و سطوح پایین جستجوکرد. برای این منظور به بررسی های زیر می پردازیم:

مرحله بندی توسعه وگسترش تهران:

آنچه امروز تهران نامیده می شود حاصل فرایند تاریخی حداق 200 ساله است که مخصوصا در 80 سال اخیر رشدی غیر قابل مقایسه با سایر نقاط کشور را تجربه کرده است.( توفیق و دیگران صفحه 1)

در مرحله بندی گسترش و توسعه این شهر 6 دوره کاملا متمایز وجود دارد که می توان به شرح زیر عنوان کرد:

الف ) ثبات تقریبی جمعیت در یک دوره تقریبا 300 ساله: تهران به عنوان یک آبادی کوچک پس از حمله مغول به ایران شروع به رشد وگسترش نهاد ولی پس از احراز موقعیتهای مقدماتی شهرشدن ، جمعیت آن به مدت قریب به سه قرن ، از حدود 15 تا 20 هزار نفر تجاوز نکرد.

ب) آغاز دوران رشد وتوسعه( اولین خیز جمعیتی ) : افزایش جمعیت به 30 هزار نفر در 200 سال پیش ، رسیدن به 85 هزار نفر در 174 سال پیش و قرار گرفتن در مرتبه دوم سلسله مراتب شهری .

ج) تبدیل شدن به پرجمعیت ترین شهر کشور(خیز دوم جمعیتی ): رسیدن تهران به مرز 200 هزار نفر در واپسین روزهای دوران قاجاریه.

د) رشد فزاینده و پیدایش یک شهر متروپلیتن جهانی به تعریف امروزی :

افزایش جمعیت از 210 هزار نفر در سال 1301 به 540 هزار نفر در 18 سال بعد همراه با مطلوب تلقی شدن افزایش جمعیت .

ه) خیز سرسام آور جمعیتی و تبدیل شهر تهران به یکئ متروپل بزرگ:

 برابر شدن جمعیت شهر از 1318 تا 1335 و سه برابر شدن مجدد آن در یک دوره 20 ساله از 1335 تا 1355همراه با مطلوب تلقی شدن افزایش جمعیت شهر

و) آغاز دوران گذار جمعیتی: استمرار افزایش عددی جمعیت (1.5 میلیون نفر در بین سالهای 55 تا 65 ) (زنجانی ، صفحه 119)

جایگاه ملی و فراملی شهر تهران(تهران به عنوان یک کلانشهر در نظام شبکه شهری جهان ):

شهر تهران مصرف کننده 3 تا5 میلیارد دلار واردات کشور است در حالیکه صادرات صنعتی آن از 300 میلیون دلار تجاوز نمی کند، در صورتی که در تمام جهان ، کلان شهرها عامل اصلی تولید خدمات و کالاهای قابل عرضه به بازار جهانی هستند .چون تجمع امکانات زیربنایی، نیروی کار ورزیده ، دانشمندان و متخصصین بالاجبار در آنها صورت پذیرفته است.( توفیق و دیگران ،1383،صفحه 12) ولی بسیاری از اهداف (ارائه شده) تنها رفاه شهروندان را در نظر می گیرند گویی که منظور از بوجود آمدن شهر ، برآورده ساختن نیازهای افرادی است که اتفاقی یا زیستگاهی ، اکنون در آن زندگی می کنند . چنین تصوری از سوی شهروندان درک شدنی است اما باید دانست که کلانشهرها ، از جمله کلانشهر تهران تنها متعلق به ساکنان آن نیست بلکه به تمام مردم ایران و در نهایت جهان تعلق دارد. (هریس، نایجل با تصرف :78،1388)

بنابراین لازم است تا توجه جدی به مسئله اقتصاد شهری شود که این موضوع  با توجه به نیروی زیاد جوان و بیکار می تواند فرصت مناسبی را در اختار نهاد ها از جمله مدیریت شهری قرار دهد تا در این زمینه پژوهش هایی را انجام دهند تا تهران هر چه سریعتر در فرایند جهانی ادغام شود

چرا که در طول تاریخ ، شهرها بارها خود را احیا کرده و برخی نیز در این زمینه ناموفق بوده و نابود شده اند . تبدیل ساختار ، پیش شرط بقا و ایجاد بنیان اقتصادی رشد آینده است(هریس ، نایجل:83،1388) به عنوان مثال در دهه 80، شهروندان هنگ کنگ و سایر افرادی که توانایی سفر به این شهر به منظور خرید پوشاک را داشتند ، می توانستند بهترین وارزان ترین پوشاک جهان را در این شهر تهیه کنند ، زیرا کارخانجات پوشاک آنها در شرایطی رقابتی بسیار شدید ،کل جهان را پوشش داده و هدف آنها تنها شهروندان هنگ کنگی نبود . این شهر اگر تنها به شهروندان خود می اندیشید ، امروزه هنگ کنگ  در این جایگاه نبود(هریس ، نایجل با تصرف :78،1388).

تهران به عنوان یک کلانشهر در منطقه ( خاورمیانه ) :

 همانطور که در چشم انداز 20 ساله کشور ذکر شده است باید تا افق این چشم انداز ایران به کشور اول منطقه تبدیل شود وبا توجه به اوضاع جهانی و جهان شبکه ای شهری و نقش حیاتی کلان شهرها در آن تهران نیز به شهر اول منطقه تبدیل شود که با توجه به پتانسیل ها و موقعیت قرار گیری دور از دسترس نیست چرا که بزرگ ترین تجمع شهری است که  بین استامبول و بمبئی قرار گرفته است و می تواند مرکز و مقصد بسیاری از پرواز های بین المللی باشد  و از طرفی در سلسله مراتب شهرهای جهانی در مناطق مختلف جهان هیچ نشانی از هیچ شهر خاورمیانه دیده نمی شود.

تهران در منطقه ومجموعه شهری:

تهران را نمی توان به عنوان شهر و باید به صورت یک مادر شهر در مجموعه و منطقه ی شهری مورد بررسی قرار داد و اداره مجموعه شهری تران در حال حاضر بر عهده 43 شهرداری ،12 فرمانداری و تعداد زیادی بخش های اجرایی و واحدهای تابعه آنها قرار دارد که هیچ نوع هماهنگی سازمان یافته و مبتنی بر قواعد وقوانین معین و مناسب در میان آنها وجود ندارد . سهم منطقه در چارچوب برنامه های ملی و استانی وزارتخانه ها مشخص می شود و عملکرد آنها بیشتر تابع سیاستها و مقتضات درونی و متغیر بخش ها بسیار کلی است. عملکرد نهادهای محلی (شهرداری ها وفرمانداریها ) جزئی است و به کل توجه ندارند ، حتی به ارتباط درونی عناصر مجموعه شهری توجه ندارند ، ارتباط منطقه شهری و کشور که جای خود دارد.(غمامی و دیگران ،1383، صفحه 30)

 شهر تهران:

وظایف مربوط به امور شهری که توسط سایر سازمانها انجام می شود به شهرداری واگذار شود باید توجه شود که این واگذاری باید همراه با تعریف منابع مالی برای هر کدام از آنها  باشد .( در جهت تحقق مدیریت یکپارچه )

 مدیریت شهری در تهران ( شهرداری تهران) بیشتر وظایفی که دارد در این سطح است و این موضوع توان مدیریتی شهرداری را به شدت کاهش داده است و حال آنکه باید همه وظایف قابل واگذاری در این سطح را به بخش خصوصی واگذار کند و یا از طریق شراکت عمومی خصوصی (PPP) واگذار نماید.